خرید بک لینک
وارد کتابخانه می شود.کمی بعد چشمی می گرداندو همه جای کتابخانه را وراندازمی کتد، سپس رو به من می کند ومی گوید: بوی سیگار می آید! درسته؟ می گویم - بله چطور مگه..؟   ---شما سیگار می کشید؟  -- خیر این بوی دود سیگار از فضای حیاط کانون به داخل کتابخانه نفوذ کرده است. او از پنجره نگاهی به داخل حیاط کانون می اندازد.چند باز نشسته  فرهنگی روی نیمکت های داخل حیاط نشسته اند ومشغول صحبت های عالم خود هستند ودوسه نفری از آنان هم سیگار به دست ویا به لب پکی محکم وپس دودی که از درز پنجره  وارد کتابخانه می

برچسب: نویسنده: مهراد حسینی تاريخ: يکشنبه 16 آذر 1404 ساعت: 4:36

سرم توی کتاب بود.وقتی آمد متوجه نشدم. سلام کرد وگفت آقای زندی سخت مشغولی ها.فک میکنم مطلب کتابت حسابی جالبه ! درسته؟ گفتم :بلی گفت:میدونی توی بعضی از شهر های کشور فرانسه ،چراغ های راهنما یی ورانندگی سخنگو هستند؟ - نه نمی دانم .برای چی سخنگو هستند ؟ - برای اینکه مردم توی خیابون هم سرشان توی کتابه و به چراغ راهنما زیاد توجه نمی کنند!   خیلی تعجب کردم  وپرسیدم: راست میگویی یا سرکاری است. ؟ - خب ..برو تحقیق کن،ببین درسته یا نه ؟.درضمن؛کتاب بامداد خمار را بده ببرم.  

برچسب: نویسنده: مهراد حسینی تاريخ: يکشنبه 16 آذر 1404 ساعت: 4:36

صفحه بندی